با خندهی خود صفای دلها میشد
سید امیر حسینیپسندیدن17
بازدید500+
با خندهی خود صفایِ دلها میشد آرامشِ خاندانِ طاها میشد حنانهترين دختر اين كاشانه در كودكیاش مادرِ بابا میشد در پيش نگاه عمه و بابايش هر روز شبيهتر به زهرا میشد هر گاه به ديدنِ عمويش میرفت عباس به احترامِ او پا میشد صد حيف نشد بماند و رشد كند میماند اگر، زينب كبری میشد ***** اینا اومدن که توی سختیها قرار دل داغدارم باشن کسایی که دارم نشونت میدم باید روز محشر کنارم باشن اینا با لباس سیاه اومدن میخوان واسه بچهات یه کاری کنن با سوزِ دل و اشکای چشمشون اومدن که زهرا رو یاری کنن اینا مَرد بودن حالیشون میشه هنوزم به خانمها غیرت دارن جلو خانمها سرهاشون پایین به دختر کوچیکا محبت دارن اینا وقتی که دخترت غم داره غمِ عالمی توی دلهاشونه به دردام نمیخندن و روز و شب توی تکیه و روضهها جاشونه یادته چطوری رسیدم به شام یادته که عمه چطوری رسید یادته که یکی زد توی صورتم یادته یکیشون موهامو کشید کی از تو پریشون تره غم من مگه میشه یادت بره غم من باید تا قیامت به نی با موهای در دستِ بادت بره ***** بیا مراسم تشییع، پنجمِ صفر است کفن نمودنِ دختر به عهدهی پدر است ای سری که در سحر با دخترت همصحبتی شب نرو جای دگر، شام غریبان دعوتی به عمو جانم بگو شد مجلس تدفین بیا غیرتُ اللهِ حرم از نیزهها پایین بیا ای که جاری در نگاهِ توست صد دریا غزل وقتِ غسل من شده آبی بیاور لااقل گوش من پارهست، ای پاره بدن کم آه کن، رو به قبله نه، سرم را رو به قتلگاه کن هر تکانِ این بدن دردسرِ تلقین شود خاک را طوری نریزی سینهام سنگین شود بر مزارم آمدی با یک لبِ بهتر بیا فاتحهخوانِ رقیه با علی اصغر بیا ***** تنِ رقیه بشویم ولی سرش را نه سری که خورده به دیوار شستنش سخت است سکینه گفت که عمه تیممش بدهیم کبودیاش شده بسیار، شستنش سخت است اگر رقیه عمو داشت رو به قبله نبود صبا بگو به علمدار شستنش سخت است به زیر پیرهن او تنی نمیبینم نظر به او شده دشوار، شستنش سخت است شب است و شستنِ این طفل کارِ یک شب نیست زیاد میبرد او کار، شستنش سخت است اگر کفن کنم او را، کفن سیاه شود چقدر این تنِ غمدار، شستنش سخت است ***** شونهی زخمیتو توی قبر تکون میده اِسمَعی اِفهَمی، یا رقیه بنتُ الحسین درسته قبر تاریکه نترس عمه میاد بابات دیگه زجرو نمیبینی دیگه کم نمیشه موهات امانتِ برادرِ من خجالتِ من از باباته چرا به من نگفتی عمه هنوز یه چندتا خار تو پاته ***** اگر این است آثارِ شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن عمه دست غم روی کمر داره از کبودیِ تنم خبر داره رباب از رو تجربه بهش میگه قبرشو عمیق بِکَن خطر داره قطره اشک تو مگه یادم میره قتل صبر تو مگه یادم میره کفن و دفن تو اگه یادم بره نبش قبر تو مگه یادم میره حسین واااای... ***** موهای بابامو کشیدن سرِ باباییمو بریدن یه عده بیحیا رو بدنش دویدن یکی با چوب میزد بابامو یکی با سنگ میزد بابامو پیراهنِ بابای مظلومِ منو دَریدن سرِ باباییمو بریدن حسین واااای...