با حال مضطر آمدم آقا گدایی
سیدرضا نریمانیپسندیدن3
بازدید1.5K
با حال مضطر آمدم آقا گدایی شاید کنارت جا بگیرم با گدایی سرگرم معصیت شدم در طول هفته با بال زخمی آمدم حالا گدایی ای کاش هر شب بر در این خانه بودم چون میبرد افتاده را بالا گدایی هرشب دعایم کردی و هی غصه خوردی گفتی بیا روضه، نرو هرجا گدایی گر اشک و سوز ناله میخواهی همیشه باید بیایی نیمهی شبها گدایی با دست خالی رو زدم تا که ببینی امشب امید من شده تنها گدایی بیآبرو بودم تو دادی آبرویم خیلی به دردم خورده در دنیا گدایی آقا بده اذن زیارت تا بیایم یک گوشه صحن حضرت سقا گدایی سقای دشت کربلا ابالفضل دستت شده از تن جدا ابالفضل عمری برای داغ زهرا گریه کردیم در نیمه شب همپای مولا گریه کردیم در پای تو خاک بقیع از اشک گل شد وقتی که گفتی واحسینا گریه کردی