با بال شکسته مویت را شانه میکنم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن14
بازدید14.1K
با بالِ شکسته مویت را شانه میکنم بر گِرد سرِ تو خود را پروانه میکنم در صحرا شبی که گم شدم، نیامدی یک دنیا تو را صدا زدم، نیامدی مویم را زِ دستِ بچهها کشیدهام ای بابا بدونِ تو چهها کشیدهام اگرچه غصّه بود زیاد تو آمدی و رفت زِ یاد نگاهِ اولت همه غمها را داده به باد تو حاجتِ دعای منی دلیل گریههای منی دوباره آمدی که بگویی بابای منی از یادم ببَر غمِ روی نیلیِ مرا با یک بوسه خوب کن جای سیلیِ مرا این دنیا بدونِ تو شده وَبالِ من قدِّ خَم نمیخورد به سنّ و سالِ من من را تا شکستهتر نگشتهام ببَر تا خود عازمِ سفر نگشتهام ببَر دگر تو را رها نکنم زِ سینهام جدا نکنم برای دیدنِ تو زِ مُردن پروا نکنم قسم به آتشِ جگرم قسم به زخمِ بال و پَرم برای پَر زدن زِ همیشه پروانهترم بابا حسین بابا حسین...