با اینکه پرچمت، خاکی شده ولی هنوز رو دوشمه
حنیف طاهریپسندیدن6
بازدید400+
با اینکه پرچمت، خاکی شده ولی هنوز رو دوشمه اُخَیَّه گفتیو، صدای آخرت هنوز تو گوشمه میگن چهل روز ولی نه قَدِّ چهل سال گذشت سوختم و ثانیهها، سخت به اطفال گذشت روز و شبم با غمِ تو، با غمِ گودال گذشت نبین که خستم، نبین کبودم حتی تو بازار، فکرِ تو بودم فکرِ تو بودم، وقتی نگاهت به سمتِ ما بود، از قتلگاهت نمونده محرمی برام، (کجان برادرام)۳ زمینِ کربلا سلام، (کجان برادرام)۳ ****** کی باورش میشد، که دخترِ علی یه روز اسیر بشه کی باورش میشد، که بعد از این سفر اینقده پیر بشه نبودی این روزا برام، مثلِ شبِ تار گذشت چلهی خواهرِ تو با، دوریه از یار گذشت با دستِ بسته خواهرت، از سرِ بازار گذشت دیگه شکستم، دیگه بریدم هرجوری میشد، اینجا رسیدم اینجا رسیدم، پاشو برادر شرم و ببین تو، چشمای خواهر مونده تو ویرونهی شام، (رقیه نیست باهام)۳ شهیدِ کربلا سلام، (رقیه نیست باهام)۳