با آنکه در ره است خطر ها و بیم ها
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن1
بازدید100
با آن که در ره است خطرها و بیمها سخت است بگذرم ز عسلها، شمیمها اصلأ درست نیست بمانم در این قفس در فصل سرخ پر زدن یا کریمها سخت است کار با پدر از دست دادهها ای وای از شکستن قلب یتیمها یا اذن رفتنم بده یا جان من بگیر تلخ است حرف نه ز دهان کریمها ای عمو فتح نمایان کردم دشمن آن را همه حیران کردم توکه جای پدر من بودی تو که چون تاج سر من بودی بشتاب و تن من پیدا کن برگ جانبازی من امضا کن تن بی تاب مرا تاب بده جگرم سوخت به من آب بده