باید عقیق سرخ تَراشد برای او
حامد خمسهپسندیدن2
بازدید500+
باید عقیق سرخ تَراشد برای او زیرا خبر به گوش سلیمان رسیده است قنداقهاش ز بال ملائک درست شد چون مرغِ وحی، مست و غزلخوان رسیده است گویا فلک شنیده «انَا مِن حسین» را حتماً به خانهی نبَوی جان رسیده است وقتی که جبرئیل به آدم رسید، گفت آدم بیا، مسبّب احسان رسیده است گویا ز عرش روی زمین رحمت آمده شاهی رحیم آمده بیمنّت آمده فُطرس رسیده است که مهیّا شود پَرَش باید سلام را برساند به محضرش عیسی و نوح و آدم و حتّی خلیلها پیشَش رسیدهاند که گَردند نوکرش باید خدا به خویش ببالد که بر زمین از سمت عرش آمده یک نور دیگرش دودی ز خانه سمت سماوات میرود زیرا که دود میکند اسپند، مادرش شاید ز یُمن او صدقه میدهد به من بابابزرگ او، پدرش، یا برادرش وقتش رسیده من سر خود را نشان دهم واجب بوَد که ذبح شود سر، برابرش چون محتشم نوشتهام اوّل غزل، حسین حیّ علَی الحسین که خَیرُالعَمل، حسین من از قدیم نوکر این شاه بودهام دل را ز من گرفته به روز ازل، حسین جانی نمانده که به اجل واگذارمَش جان را ز من گرفته به قبل از اجل، حسین با یک نگاه او گنَهِ من ثواب شد دریای شور را بکند چون عسل، حسین از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین منم غلام کسی که بوَد غلامِ حسین دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم یکی برای حسن، دیگری برای حسین برای بخشش کوه گناه یک راه است بریز قطرهی اشکی تو در عزای حسین خدا کند که شبی زائر حرم گردیم و جان دهیم همانجا به کربلای حسین