باید برای بندگی سجدههای ما یک مسجدی به نام حسن جان درست کرد
سید امیر حسینیپسندیدن6
بازدید1000+
باید برای بندگیه، سجدههای ما یک مسجدی بهنام حسن جان، درست کرد (بالم اگر، به درد پریدن نمیخورد یک سایهبان که میشود از آن درست کرد)۲ جنگ با زهر چونکه تن به تن است اثرش مستقیم، بر بدن است اثر وضعیه چنین زهری، ناخودآگاه، آب خواستن است ای بمیرم در این مواقع هم، اولین دستگیر مرد زن است من از این چند نکته فهمیدم روضهی باز، روضهی حسن است دل و جان پیمبر، درد دارد عزیز جان حیدر، درد دارد حسن تب دارد و در خواب گوید مزن سیلی به مادر، درد دارد حسن جانم... زن همسایه سر تکان میداد دست آن بیحیا، چه سنگین است وای مادر، حال و روزم داغونه وای مادر، توی چشمام بارونه وای مادر، غممو کی میدونه؟ امشب چه ساکتی، حسن جان چه شده؟ مادر بهخدا حسین هستم، نه حسن