باور نمیکنم که دلیلش حماقت است
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن48
بازدید2.1K
باور نمیکنم که دلیلش حماقت است بدگویی از علی بخدا از حسادت است حیف از علی که با کس و ناکس قیاس شد آخر میان آتش و دریا چه نسبت است؟! اینکه علی وصی پیمبر شدهست و بس چندین دلیل داشت، یکیشان عدالت است اینکه علیست همسر دردانهی نبی چندین دلیل داشت، یکیشان شرافت است اینکه علی میان اُحُد ماند یکتنه اینکه فرار کرد فلانی روایت است مولای ما فرار نمیکرد وقت جنگ غیر از شجاعت آنچه علی داشت غیرت است اینکه یگانه فاتح خیبرشکن علیست معیار، زور نیست که حرف از لیاقت است اینکه به زور آتش و تیغ و طناب هم بیعت نکرده است، همین هم فضیلت است او را که هست تحت کسای پیامبر دیگر چه حاجتی به ردای خلافت است؟! مُشرِف به مسجد است درِ خانهی علی او را چه احتیاج به کاخ و عمارت است؟! ولی جز بین دستهای یداللّهیِ علی هر جا که رفته حکم خلافت، خیانت است از احمد ابن حَنبل در مُسند آمدهست فضل علی زیادتر از فضل امّت است ابن ابی الحدید نوشته است این علی از هر طرف که مینگرم دور از آفت است قولِ بُخاری است، به اقرار او علی مُشرِفترینِ خلق خدا بر قضاوت است بر هر که جز علی بدهند این صفات را کذب است، سرقت است، دروغ است، غارت است فهمیدنِ بزرگی مولای ما علی بعضی اگر کتاب بخوانند، راحت است آری! آری! دو یادگار به جا مانده از نبی طبق گواهی همه قرآن و عترت است بیعرضه است هر که به دور علی نگشت الحق که شرط لازم حج، استطاعت است یک لحظه هم جدا نشده از پیامبر آری! خدا گواه، علی اهل وحدت است حق داشته مدام علی را صدا کند ذکر علی به قول پیمبر عبادت است آن عدّه که معاویه باشد امیرشان عریان فرار کردنشان هم مهارت است آن عدّه که معاویه باشد امیرشان از چشمشان امام علی بی سیاست است امّا برای هر که علی را شناخته تعریف راستین سیاست، صداقت است فرقی بزرگ بین علی و معاویهست فرقی که در دو واژهی مرگ و شهادت است فرزند ارث از پدرش میبرد، علی ارثی به جا گذاشت که نامش ولایت است آری! یزید کیست؟، سیاهی مطلق است امّا حسین کیست؟، چراغ هدایت است چیزی که مانده از علی، اسلام نابِ اوست چیزی که از معاویه ماندهست، بدعت است نگذاشت شیعه پا به روی سنّت الرّسول با این حساب شیعه فقط اهل سنّت است حشر مخالفانِ علی با معاویه تا هست این دعا، چه نیازی به لعنت است