نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بالاتر از صد کوه الماس و طلا انگشترت مجذوب کرده از قضا خورشید را انگشترت خیبر به قصد دستبوسیت به سرعت خم که شد محکم در قلعه ثبات کرد با انگشترت اعجاز میکردند با یک به یک در مشکلات عمری امانت بوده دست انبیاءانگشترت هر کجا دور نبی بود خطر از چپ و راست داشت در دست علی تیغ و سپر از چپ و راست یک نفر بود و چنان بود که انگار نبی دور خود داشت همیشه دو نفر از چپ و راست
هنوز نظری ثبت نشده