نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

باعث زحمت بودم محرّم و صفر چه زود گذشت من توو خواب غفلت بودم من بی لیاقت بودم، هنوز برات گریه نکردم دل سیر کم توی هیئت بودم، حالا که دعوت بودم ممنوتم تحمّلم کردی سر سفرهی روضه ات بودم سفره رو جمع نکنی از سرم سایهی پرچما رو کم نکنی سفره رو جمع نکنی بعد محرّم و صفر یوقت ولم نکنی سفره رو جمع نکنی من به این پیرهن سیاه عادت کرده بودم من برای دو ماه یه سال روزامو شمردم ساعتای آخره باز من رو حلال کن، شمرده ام که نمردم شمرده ام که نمردم لحظهی آخر سخته جدایی از سیاهی و کتیبههات غریب مادر سخته، برای نوکر سخته اگه یوقت به چشم مادرت نیاد این چشمای تر سخته از همه بیشتر سخته شنیدن و نمردن از روضههای علی اکبر سخته خدانگهدار حسین منو تا سال بعد توو روضهها خدا نگهدار حسین دلم رو تو هوای کربلا خدا نگهدار حسین خدانگهدار حسین من هنوز توو شب سوم گیر کردم آقا من برای زینبت خیلی غصّه خوردم روضهی اسارت و بازار کاش دروغ بود شرمنده ام که نمردم شرمنده ام که نمردم
هنوز نظری ثبت نشده