باز هم ای دختر پیغمبر اکرم بمان
حیدر خمسهپسندیدن16
بازدید5.6K
باز هم ای دختر پیغمبر اکرم بمان مرهم درد علی ای درد بی مرهم بمان زندگیّ رو به راهی داشتم چشمم زدند کوری چشم همه با شانههای خَم بمان دستهای تو شکستهاش هم پناه مرتضیاست تکیهگاه مُحکم من، پیش من محکم بمان تو نباشی پیش من اینها زمینم میزنند ای علمدار مدینه پای این پرچم بمان این نفسهای شکسته قیمت جان من است زندهام با یک دَمَت، پس لطف کن یک دم بمان کم ببوس دست مرا دارم خجالت میکشم من حلالت میکنم اما تو هم یِکَّم بمان