نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز هر كوچه و بازار شده وادی ماتم شده غرق تمام عرش پر از گریه نم نم رسیده همه جا عطر محرم بساط غم و اندوه شده باز فراهم بیایید همه سینه زنان گریه كننان نوحه بخوانید همه شور بگیرید همه اشك بریزید بخوانیدازآن عشق مجسم ازآن روح مكرم ازآن روح مكرم كه غرق غم واندوه شده عالم وآدم چه شوری است چه حالی است چه احساس زلالی است بیایید كه از سفره ارباب از این سفره پر بركت و پر خیر همه رزق بگیرید كه دست همه خالی است و این اشك شبیه پر و بالی است كه تایك دل و یك رنگ همه بال بگیریم و از غصه ارباب بمیریم چراكه به خداحضرت ارباب تجلیات ذات است و هم جلوه ذات است تجلی صفات است و هم جلوه ذات است در اوج درجات است قتیل العبرات است، اسیر الكربات است وكشتی نجات است واشك غم اوآب حیات است و لب تشنه لبهاش در آن ظهر عطش نوش لب خشك فرات است و اما خود ارباب گواه است دلم منتظر برگ برات است كه دلتنگ غبار حرمین و عتبات است همانجا كه شب جمعه پر از عطردل انگیز بهشت است همان مرقد حضرت كه فرش حرمش بال فرشته ست عجبب كرببلایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد