باز غوغا می شود چشم هایی گوشه ویرانه دریا می شود
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید300+
باز غوغا میشَود چشمهایی گوشهی ویرانه دریا میشود (سر میان یک طبق چشم دختر زائرِ چشمان بابا میشود )۲ دست سمت لب نبرد چون که میدانست زخم بستهاش وا میشود بوی موی سوخته بین هر دو، اتفاقاتی محیا میشود گفت دیشب با خودش امشبم آیا برای وصل فردا میشود گفت بابا خستهای آسمانی بین آغوشم پدر جا میشود (سنگها دردِسَرند)چشمهای خیرههم دردِ سرِ ما میشود (من نمیبینم ولی دست وقتی میکشم زخم تو پیدا میشود)۲