باز افتاده روی خاک
مسعود پیرایشپسندیدن38
بازدید4.5K
(باز افتاده رو خاک یک جسم نیمه جون) ۲ باز یک روضهی تلخ بازم داغ جوون سخته داغ جوون داغ ابنالرضا روضههاش میبره دل رو تا کربلا بازم خدا رو شکر بالاسرش بابا نبود اعضای تنش اِربااربا نبود این روضه هم سخته ولی مثل مصیبت عاشورا نبود بازم خدا رو شکر عمه نبود بابا ندید جسمش رو هیچکی پخش صحرا ندید مثل علی اکبر نشد قطعه قطعه تنش رو لیلا ندید شهزاده رو زدن جلوی چشم شاه۲ لا یوم کیومک یا اباعبدلله یا اباعبدلله... ***** (داره ابنالرضا تشنه جون میکنه هی میگه العطش دست و پا میزنه) ۲ اونکه جسمش یه روز مونده رو پشت بام۲ دفنش کردند ولی مردم با احترام (بازم خدا رو شکر نیزه نبود یا سنگ و تیر جسمش کفن نشد بین یک حصیر) ۲ ابنالرضا مظلومه و مظلومتر اون که شد تو گودال اسیر۲ بازم خدا رو شکر مَرکب نرفت از رو تنش غارت نشد توی مقتل پیرهنش ذبح عظیم یعنی حسین تو قتلگاه به قتل سر کشتنش۲ رگهای حنجرش شد بلند و کوتاه لا یوم کیومک یا اباعبدلله یا اباعبدلله.... باز دارند به امام میخندند با صدا۲ میزنه دست و پا وای از رقاصهها گفتم رقاصه و بازم خیسه چشام از این حُجره دلم رفته بازار شام بازم خدا رو شکر دستش نبود بین طناب ناموسشو نبردن بزم شراب۲ کاخ یزید طشت طلا وای از دل سکینه وای از رباب۲ بازم خدا رو شکر عمهش که با دشنام نرفت بیبی معصومه تو شهر شام نرفت کاشکی میشد تاریخ میگفت زینب هم تو ملأعام نرفت۲ بازار و ازدحام زینب و اشک و آه۳ لا یوم کیومک یا اباعبدلله یا اباعبدلله...