باز از عرش برین گل ریختند
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.5K
باز از عرش بَرین گل ریختند دسته دسته بر زمین گل ریختند آسمانیها به تبریک آمدند در حریم فاطمه زانو زدند در شعف از ناز لبخندِ حسین مست روی ماهِ دلبندِ حسین نغمهخوانِ جلوهی کوثر شدند محو رخسار علیاکبر شدند این پسر پیغمبر از پا تا سر است این پسر آیینهدار حیدر است اولین مولود شاه عالمین باء بسمالله قرآن حسین الله الله عشق افسونش شده هر چه لیلی سخت مجنونش شده انبیاء گرمی بازارش همه عالم آدم خریدارش همه انبیاء گرمی بازارش همه فاطمه تنها خریدارش یک نگاهش عید قربان میکند معجزه موسی بن عمران میکند خوب شد یعقوب رویش را ندید ور نه دل از یوسف خود میبُرید تاج و تخت دل به نام اکبر است یوسف مصری غلام اکبر است در مقام و منزلت، شهزاده است جود بر خاک درش افتاده است در حقیقت معنی صوم و صلاة آن که سکّان است بر فُلک نجات مادری کِی مثل او زاییده است؟ کِی فَلَک مانند اکبر دیده است؟ تا به حق اللهاکبر مظهر است مظهر اللهاکبر، اکبر است آن که مست از بادهی قالوا بلاست بانی ششگوشهی کربُبلاست