بازم نامهی سیاه آوردم
وحید شکریپسندیدن14
بازدید400+
بازم نامهی سیاه آوردم بازم کولهی گناه آوردم آقا سیرم از همه، جانِ فاطمه باز به تو پناه آوردم آقا، بیا مرگو تو کامِ منم عسل کن آقا، شبیه غلام سیات منم بغل کن بیا سربهرام کن آقاجون مثلِ حُر نگام کن آقاجون مثلِ زهیر مثلِ وَهَب، براخودت بیا و سوام کن آقاجون ****** غربت داره از چشات میباره نَذرِ اشکت این دو تا ستاره بارِ زینبو بخر این دوتا پسر قابلِ تو رو نداره داداش، نزار دورِ دستِ من طناب ببینن داداش، نزار منو تو بزمِ شراب ببینن آره دسته گلهام میمیرن آره پیشِ چشمام میمیرن اگه تازیونه خوردنِ منو ببینن توی شام میمیرن (آه و واویلا از این غَمها...)