بازم بارون، همه دیدهها گریون
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید300+
بازم بارون، همه دیدهها گریون باز پیچیده بوی پیرهنِ پُرخون میگه زهرا، ای حسین حسین جانم ای عزیزِ عریانم باید برات روضه رو مادر بخونه بخونه از پیکرِ بیسر بخونه بیکفنِ سوختهی بینِ قتلگاه برات بمیرم بدنت شده سیاه (حسین من، حسین من)... **** برگرد اینجا همه نامسلمونن برگرد اینا قَدرتو نمیدونن پیرا واسه زدنت سرحالن فکر حفر گودالن منی که مَردم با اینا معذّبم من از همین الان به فکرِ زینبم نیار برا تنورِ خولی سرتو به کوچهگردونی نکِش خواهرتو (حسینِ من، حسینِ من)...