بار دیگر باز کن در را به روی نوکرت
سیدرضا نریمانیپسندیدن14
بازدید2.1K
بار دیگر باز کن در را به روی نوکرت ناخوش احوالم بیا رو کن به سوی نوکرت تو خبر داری فقط از نامهی اعمال من بین این مردم نرفته آبروی نوکرت با بداخلاقی عمرم ولی اینجا فقط با نگاه تو عوض شد خُلق و خوی نوکرت چشم من نالایقِ دیدارِ رویت بوده است بارها آقا گذر کردی ز کوی نوکرت روز محشر که همه از هم فراری میشوند منتظر هستم بیا در جست و جوی نوکرت زیر این پرچم دلم کرب و بلایی میشود چون شده ذکر حسینجان گفت و گوی نوکرت سخت دلتنگ زیارت هستم و آقا شده دیدن ششگوشه تنها آرزوی نوکرت وقت مردن سخت محتاج تو هستم پس بیا لحظههای احتضار و شست و شوی نوکرت