بارونه بارون نیزه لالایی میخونه نیزه
حنیف طاهریپسندیدن7
بازدید200+
بارون بارون نیزه لالایی میخونه نیزه مادر این خون گلوته؟ یا اشک پنهون نیزه؟ بچهم از دستم رفت، داد بیداد، ای داد بیداد پیش چشمام از رُو نیزه افتاد، ای داد بیداد لالا لالا جون مادر دلتنگ و دلخون مادر لبهای خشک و کبودت یاد من میمونه مادر (من موندم و حسرت دیدار به قیامت) ٢ جون تو و جون بابا دست سقا باشه همراه از وقتی اومد سهشعبه خنده مونده روی لبها رسیدم با چه سختی کنارت، ای داد بیداد مُردم از دست این نیزهدارت، ای داد بیداد راحت روی نیزه خوابه اما بیچاره ربابه وقتی با دستای بسته راهیِ بزم شرابه (من موندم و حسرت دیدار به قیامت) ٢