بارها از ناقه تا افتاد، دلواپس شدم
حاج حسین سازورپسندیدن2
بازدید6.6K
بارها از ناقه تا افتاد، دلواپس شدم دیدهام بر نینوا افتاد ، دلواپس شدم نام این صحرا حسین، با قلب زهرا آشناست بر لبانت کربلا افتاد دلواپس شدم خاکِ سرخ این بیابان بوی کوچه میدهد گوئیا مادر ز پا افتاد دلواپس شدم این دمِ پیری نکن آوارۀ صحرا مرا راهمان دیدی کجا افتاد، دلواپس شدم من کنارِ تو نباشم زود میمیرم حسین تا عمود خیمه جا افتاد، دلواپس شدم این دلم از کودکی بر گیسویت حساس بود باد در موی شما افتاد دلواپس شدم حنجر تو معجر من هر دو پاره میشود فرق بین ما دو تا افتاد دلواپس شدم حنجرت را بازیِ دستان این و آن نکن چشم من بر نیزهها افتاد، دلواپس شدم حرمله زانو زده، ای وای بیچاره رباب صحبت شش ماهه افتاد دلواپس شدم دردِ گوشِ پاره کمتر از شکافِ نیزه نیست دیدهام بر بچهها افتاد، دلواپس شدم ***