بابا سرم هنوز درد داره
ابوذر روحیپسندیدن61
بازدید7.6K
بابا، بابا، بابا، بابا سرم هنوز درد داره، گلِ رخِ زرد داره چه ضربِ دستی بابا، سنان نامرد داره وای رقیه، وای رقیه، وای رقیه... **** بابا، بابا، بابا، بابا ورم چشامو بسته، این کار زجرِ پسته طوری منو ترسوند که نفس تو سینهام حبسه وای رقیه، وای رقیه، وای رقیه... **** بابا، بابا، بابا، بابا اینجا شبها تاریکه میترسم از جایی که راه عبور زنها از کوچهی باریکه وای رقیه، وای رقیه، وای رقیه... **** بابا، بابا، بابا، بابا عزیزم نازم لالا، بگیر سرت رو بالا چقدر من و تو بابا شبیهیم حالا وای رقیه، وای رقیه، وای رقیه... **** بابا، بابا، بابا، بابا وجودم از غم سوخته، نهال عمرم سوخته مثل موهای نازت، موهای من هم سوخته وای رقیه، وای رقیه، وای رقیه...