نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابا خوش اومدی خونمونو روشن كردی بابا خوش اومدی میدونستم برمیگردی منو ببخش اگه نشد برات كاری كنم كارم همینه كه شبا تا صب زاری كنم با قد كوچیكم برات علمداری كنم این دلی كه مونده برات دل كه نیست مثه خرابه ویرونه دل كه نیست مثه موهات پریشونه دل كه نیست مثه لبات پر از خونه اومدی دخترت رو از نگرونی در بیاری اومدی تا كه یك شب سر راحت زمین بذاری دل من تا سحر در تاب وتبه یه شبم پیش من باشی یه شبه چه شبا ش به راه بودم تا تو بیای از سفر آخه سفر یه روز دو روز كجا رفتی بی خبر بابا دیر اومدی آخه از دل شوره مردم بابا دیر اومدی كجا بودی سیلی خوردم پریشونم ولی یه امشب آروم توام منو نمی شناسی دختر معصوم توام آره بابا همون رقیه خانم توام این سری رو كه اوردن سر كه نیست جون منو به لب رسونده سر كه نیست دیگه چیزی ازش نمونده سر كه نیست كی زده ابروشو شكونده كجا دیدن با سیلی از پدری خبر میارن كجا دیدن برای یه سه ساله یه سر میارن كی دیده مثل این روزای عزا ببرن زینب و تو بزم شراب دیگه بسه بی حرمتی منو از اینجا ببر آخه سفر یه روز دو روز كجا رفتی بی خبر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد