بابا حسین
حاج سعید حدادیانپسندیدن6
بازدید4.1K
بابا حسین چشم دل عاشقونه روشن شد گلم اومد خرابه گلشن شد نذر چشماش زندگی من شد آسمون نگام پُر از شفقِ دو تا دستام كبود و بی رمقِ تموم آرزوم تو این طبقِ ای، مهمونِ نیمه شبم اومدی بابا جون شد دلم از شرر غم تو پُرِ خون لیلای من می كِشی كارمو به جنون ای بابا (بابا حسین)4 *** دیگه خسته شدم ز بی خبری از غم بی كسی و خون جگری می دونم اومدی منو ببری به خدا گریه بسته راه صِدام بابا جون غصه رو بخون ز چشام حرفم اینه فقط شما رو می خوام وای، سرتا به پام همه جام باوفا می سوزه بال و پرم جگرم به خدا می سوزه خورشید آسمون از غم ما می سوزه ای بابا (بابا حسین)4 *** كی روی زخم من نمك پاشیده بگو بابا كی گلوتو بریده همونی كه منو رو خاك كشیده هر جا كه اسمتُ به لب بُردم از عدو تازیانه می خوردم كاشكی می شد برا تو می مُردم وای، هیشكی نمی دونه بابا چه حالی دارم ابر بهارمو بارونِ خون می بارم جز غم عشق تو ماتمی من ندارم ای بابا بابا حسین