بابای بهم ریخته لب های بهم ریخته
وحید شکریپسندیدن16
بازدید800+
بابای بهم ریخته لب های بهم ریخته بیچاره ترم کرده موهای بهم ریخته مهمون بهم ریخته پریشون بهم ریخته روضم شده لب ها و دندون بهم ریخته منم آتیش موهامو سوزونده مگه صورت برام مونده گرسنه مشت و لگد خوردم خوردم خوردم جلوی زجر رو بگیر مُردم مردم مردم نگاه کن ک سوخته این دامن دامن دامن صدا زد میکشمش بامن بامن بامن زجر میزد به سرم لطمه لطمه لطمه شمر میزد با نوک چکمه چکمه چکمه * گودال بهم ریخته احوال بهم ریخته زوالجناح تو برگشت با یال بهم ریخته یحیی بهم ریخته رگ های بهم ریخته دنیارو بهم ریختی آقای بهم ریخته دیدم که سنگ از این و اون خوردی چقدر بی سر تکون خوردی سرت دنبال منه بابا بابا بابا مگه نه مال منه بابا بابا بابا لباسات دست کیه بابا بابا بابا تنور خولی چیه بابا بابا بابا *** دلبر بهم ریخته حنجر بهم ریخته بازار رو بهم ریختی با سر بهم ریخته خواهر بهم ریخته دختر بهم ریخته مجلس حرامی با معجر بهم ریخته نگم که بعد از منبر عمه دیدم خواب سر عمه میدادن مارو نشون غمبود غمبود غمبود مجلس شرابشون کمبود کمبود کمبود عمه فریاد میزد عباس عباس عباس بزن تو دهان این رقاص رقاص رقاص بدنم زخمه لب ها و دهنم زخمه نیزه خورد چشمات خوب چشمای منم زخمه معجرم سوخته حتی موی سرم سوخته ناسزا گفتن بابا من جگرم سوخته به سنان لعنت از دردام چی بگم واست هر دفعه زجر و میبینیم میگیرم لکنت وای مردم بابا هر دفعه اسم تو رو بردم بابا سیلی و مشت و لگد خوردم بابا مردم بابا وای بابا بابا...