نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

وای بابایی درد پهلو وای بلندم میکنن بابایی از مو عمو ندیده اگه دیدی نگی زجر مو مو کشیده دیگه بریدم یه نفر نگفت که دخترِ شهیدم از خرابه دیگه بازارم در و دیوارشم زشته چقد نامردن اینجا عروسک داشتمو له کردن اینجا بهم خندیدن اینجا اگه عمم نبود میمردم اینجا کشت منو، زجرِ بد لگد میزد لگد میزد، لگد هی لگد اصلاً کجام سالمه کدوم دختر سه سالست، که عصا لازمه (بیا تو آغوشم، بابای منی بگو درِ گوشم، بابای منی...)
هنوز نظری ثبت نشده