نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باباجون میبینی تموم موهامو سوزوندن گُل رو شونهتو توو این خرابهها نشوندن طنابشون گرفت دور گلومو؛ هی کِشوندن شب توو صحراها موندم؛ منِ سهساله تنهایی هی با گریه میگفتم؛ عموجونم کجایی؟!
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد