بابات برای یه قطره اب اومده منت بکشه
علی نجفیپسندیدن3
بازدید1.9K
بابات برا یه قطره آب اومده منت بکشه ... منت کشیدم و نشد آبی به لب هات برسه ... حرمله هم شد باعث این روزگار و حادثه ... حتی لبات به گریه وا نشد ... جون کندی و بی سر صدا نشد ... سه شعبه خوردی بی هوا فقط میخوام صبر از خدا ... لای لای علی ، لای لای علی ... ***** کاش یکی بودش که تو رو یه جرعه آب مهمون کنه ... کاش یکی بود علی تو رو یه جرعه آب مهمون کنه ... فکر نمی کردم حرمله این جور منو حیرون کنه باباتو بین حرم و معرکه سرگردون کنه ... چشم انتظاره مادرت رباب ، بی طاقته دم حرم تو رو به خیمه ببرم ، دیدی چی اومد به سرم علی بابا دلم شکست فدا سرت ... اگه بپرسه مادرت میگم که خوابه پسرت ... لای لای علی ، لای لای علی ... ***** می ترسم از لحظه ای که دم غروب غوغا کنن برای غارت حرم دور حرم دعوا کنن ... نیزه توی خاک بزنن ، تن تو رو پیدا کنن به سر نیزه می بندن می ریزه خون از حنجرت همش دعای مادرت نیفته از نیزه سرت ... تو بغلش پیراهنت ... می خونه وقت رفتنت خواهر تو ... داداشی تشنه کشتنت ... لای لای علی ، لای لای علی ...