السّلامُ علَی الشّمسُ آلِ طٰهٰ
سیدرضا نریمانیپسندیدن23
بازدید5.7K
السّلامُ علَی الشّمسُ آلِ طٰهٰ با امام رضا رقم خورد فالِ ماها گلِ خوشبو، فاطمه خو بَهبَه از راه اومد ضامنِ آهو قلبم دیگه از تاب و تَب و غصّه رها شد میلادِ رضا شد، اسفند بسوزونید من همراهِ نقّارهخونهش میشم همآوا پس شما بیایید، این سرودو بخونید آزادِ آزاد تا پنجره فولاد میره دلم و نماز میخونم تو گوهرشاد گنبد تا گنبد، مرقد تا مرقد هیچجا واسه ایرونی نمیشه مثل مشهد تو بگو با من، ضامنِ آهو یا اَبَاالحسن، ضامنِ آهو بیقرارِ بیقرارِ بیقرارم تا بیام و سر روی ضریح بذارم بَه چه اسمی! چه حروفی! قربونت برم که اینقده رئوفی دلتنگی یه حسِّ ناگزیره میره تو وجودم هنگامِ سجودم، مستم و هوایی گفتم که حرم جای همهست، حتّی گنهکار پس حِرزتو بردار، ای شیخِ بهائی اینجا حریمِ سلطانِ کریمه راهِ حَرمت تا خود عرش مستقیمه عشّاق کجایید باید بیایید صورت روی سنگفرشِ قلمروش بسایید السّلطان السّلطان... مهربونه میکنه کربوبلا بَس واسه هرکی که بگه یه یا اباالفضل توی صحنش روبهروشه هرکی که عاشق روضهی عموشه امشب خبر از عالَمِ بالا رسید اینجور چشمِ حسودا کور، نجمه شده مادر دوم علی از نسلِ علی حیدرِ کرّار سرمَست علمدار، شد وارثِ حیدر اگه بیپناهی، یک دَم نگاهی کن سوی حرم تا بگیری عیدیِ شاهی اگه مُستَمَندی، وقتشه بخندی سلطان اومده به زلفِ اون دخیل ببندی السّلطان السّلطان...