ای یوسفِ مصرِ عشقبازی
حاج سعید حدادیانپسندیدن8
بازدید5.4K
ای یوسفِ مصرِ عشقبازی عشق از تو نِموده سرفرازی افتاده به پات سربلندی گردیده گدا بینیازی یوسف به ثنا لب گشوده در مصر به نغمهی حجازی از ماست هماره چارهجویی از توست همیشه چارهسازی رُخسار تو شمع دلفروزی لبخند تو روح دلنوازی بر دادنِ جان به راه جانان پیش از شهدا پیشتازی بی فیضِ محبّت تو باشد یک عمر نماز، بی نمازی جز عشقِ تو ای حقیقت عشق عشق دگران بُوَد مجازی لبخند تو از شب ولادت با قلب حسین کرده بازی اوصاف تو را حسین گوید ما را نرسد زباندرازی تنها نه علیِ اکبری تو زهرا و نبی و حیدری تو ***** این حُسن نبیست یا رُخ اوست؟ این تیغ علیست یا دو ابروست؟ این رشتهی جانِ ماست یا زلف؟ این سلسلهی دل است یا موست؟ این قامتِ اوست یا قیامت؟ یا سرو بلند بر لبِ جوست؟ زیباییِ انبیاء خلاصه در مُصحَف روی آن خداروست هم چهار امام محو رویش هم ختمِ رسل ورا ثناگوست در بر بگرفته همچو جانش از بس که حسین داردش دوست رویش همه را چراغِ ایمان کویش همه را بهشتِ مینوست گلبوسهی باغ بر جَبینش هر چیز به جای خویش نیکوست گلبوسهی باغ بر لب او هر چیز به جای خویش نیکوست از او نشوم جدا اگرچه دشمن کنَد از تنم جدا پوست خاکِ درِ اوست آبرویم هر جا که روَم کنار اویم