نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای یافته اسلام به خون تو ولادت ای خیل رسل را به سویت عشق و ارادت ای داده به ابناء بشر درس سعادت وی خلق جهان را به گدائیت سیادت قانون تو جانبازی و ایثار و شهادت منشور تو آزادی و ایمان و عبادت مهرتو و عشق تو تمامیت دین است سوگند به اسلام كه اسلام همین است آنان كه به جان مهر ولای تو خریدند ازشوق ولا غیر بلا هیچ ندیدند با سر به سوی قتلگه خویش دویدند چون صید به خونی كه فشاندند تپیدند لا گفته و آوای بلا از تو شنیدند اینگونه به مقصود رسیدند رسیدند نگذاشته پا را به سر خار محبت چون دست توان یافت به گلزار محبت سلمان نه مگر گام به گام آمدش آزار بوذر نه مگر در ربذه گشت گرفتار مقداد چرا دید به جان محنت بسیار غلتید به خون از چه سبب پیكر عمار بی دست و زبان گشت چرا میثم تمار مسلم نه مگر عشق كشیدش به سر دار اینان همه را مهر و تولای شما بود روی سخن یك یكشان جانب ما بود دشمن به ببرد هستی ما را به تخّلف ویرانه كند خانه ی ما را به تصرّف مارا به شهیدان نه تعصی نه تأسف در حرف تولای شما كرده توقف در سنگر ایثار نجوییم تشرف سازیم قناعت به سلام و تعارف سوگند به معصوم و به قرآن و روایت این كار بود گوشه نشینی نه ولایت اكبر نه مگر بانگ شهادت به ملا زد اصغر نه مگر خنده به پیكان بلا زد قاسم نه مگر زیر سم اسب صلا زد عباس به پا خاست و پا در یم لا زد دستش ز تن افتاد و دم از عشق و ولا زد فریاد زكانون دل از كرب وبلا زد كز دین و امامم كنم اینگونه حمایت سوگند به عباس كه این است ولایت ما تشنه ی اشكیم و بود این سخن ما اشكی كه دهد جوش به خون بدن ما اشكی كه كند عاشق شمشیر تن ما اشكی كه كند جامه ی ما را كفن ما اشكی كه دهد همت زینب به زن ما اشكی كه خدا باشد و دین و وطن ما اول به مزار شهدا اشك بریزید آنگاه بپا خاسته با خصم ستیزید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد