ای گل زهرای من زادۀ بابای من
سایر ذاکرینپسندیدن1
بازدید300+
ای گل زهرای من، زادهی بابای من رد مکن از دَرگَهَت، هدیهی گلهای من زینبم و زینبم، زینبم و زنیبم ... غربت و تنهاییات، چهرهی زهراییات برده دل و جان من، دل شده شیداییات این دو مَهِ زینبی، این دو عزیز نبی ساز قبول از کرم، بهر غم یثربی صبر مرا امتحان میکنی ای روح و جان غصهی زینب مخور، داده خدایم توان من به گرفتاریات، مونس و غمخواریات این همه ره آمدم، تا که کنم یاریات لب به سخن باز کن، جملهای آغاز کن خواهر غمپرورت، را تو سرافراز کن تا که کِشی سر به زیر، میکُشیام ای امیر من که غریبه نیام، در همه عمرم اسیر