نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای کاش که آب خوردن بعد از تو حروم میشد ای کاش لب گودال این دنیا تموم میشد چه فایده فرات باشه و تو عطشان باشی، چه فایده مادر باشه و تو عریان باشی، چه فایده زینب باشه و پریشان باشی سوختنت هر دفعه که باد زد لال بشه هر کی سرت داد زد شمر منو یاد تو افتاد زد سرم داد زد سرم داد زد گریه کنم شمر نمیذاره هلال مرکب و سنان داره مقصد ما کوچه و بازه ناامید میرم با موهای سفید میرم با غل و زنجیر سوی کاخ یزید میرم چقدر غمانگیزه گودال تو بلاخیز چقدر تیزه از جسمت داره میریزه میگن افتادی بیغسل و کفن افتادی سر پیری به دست و پا زدن افتادی دلمو خون کرد شمر موهاتو پریشون کرد با لگد داداش از گودال منو بیرون کرد زیر و رو رو کردن هی پنجه تو موهات کردن
هنوز نظری ثبت نشده