ای کاش کسی روی لبش آه نباشد
حاج منصور ارضیپسندیدن8
بازدید1.7K
ای کاش کسی روی لبش آه نباشد با نامهی او قافله در راه نباشد ای کاش که مردی غم بسیار نبیند از بی کسی اش کوچه به کوچه ننشیند دیدی که چه آمد به سرم این دو سه روزه خالی شده بود دور و برم این دو سه روزه هر در که زدم، در به رویم وا نشد اصلاً یک مرد پیِ یاری من، پا نشد اصلاً این تن برود زیر لگد پیکر تو نه صد بار سرم بشکند اما سر تو نه هر چند که پاره شده لبهام غمی نیست در پیش "شُرِیح" اند پسرهام غمی نیست این زخم لب من به فدای لبت آقا هر دو پسرم نذر سرِ زینبت آقا خاکی شده ام خاک نبیند بدن تو من سوخته ام تا نرسد سوختن تو ***