ای پشت و پناه
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن14
بازدید4.1K
ای پشت و پناه، ای علمدارم داغ تو گره زده به کارم ای یارم، دارم از غمت میبارم غم تو میده آزارم، علمدارم رحمی به خیمهها کن و پاشو داداش ز جات تو که نباشی وای به حال این مخدرات از بس که تیر به پیکرت زدند برادرم نمیتونم کاری کنم تا علقمه برات بدون تو حرم، نداره سرپناه بودی برای من، تنها تو تکیه گاه سقای کربلا... آتیش به دلم، زده هجرونت کشتم بخدا، تن پر خونت ماهِ من، ببین گریه و آهِ من فدا شدی تو راه من، علمدارم وای از علیِ اصغرو وای از دلِ رباب دستهای زینبو میبندن اینجا با طناب سکینه و رقیه رو چیکار کنم داداش؟ ناموسمونا میبرن به مجلس شراب میدونی خواهرم، مَحرم نداره آه باید چیکار کنه؟ تنها و بیپناه سقای کربلا... آواره شده، رو سرم دنیام زینب راهیه، سوی شهر شام حالم زار، میبرنشون به بازار برا اذیّت و آزار، علمدارم دارن میشن آماده واسه غارت حرم دارن میرن به خیمهها پاشو برادرم بدون تو میره داداش رو نیزهها سرم دارن میشن آماده واسه غارت حرم موندم بدون تو، بیلشکر و سپاه حرومیا دارن، میرن به خیمهها سقای کربلا...