ای وای پُر از زخمی، ای وای پُر از خونی
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید400+
ای وای پُر از زخمی، ای وای پُر از خونی عطشان اگه بودی، عریان نمیمونی نترس اگه غارت شده پیرُهنت چادرمو میندازم رُو بدنت منم شبیه خیمههات میسوختم کاشکی خودم برات کفن میدوختم خدای من، خدای من، عریانه بچهی باحیای من خدای من، خدای من ببین چقدر تنهان بچههای من بُنَیَّ، بُنَیَّ، بُنَیَّ، بُنَیَّ ... دیدم توی مقتل، سینهت پُر از تیره شمر از سنان داره، خنجر رو میگیره تیرها رو از سینهت بیرون میکِشه میشینه روی سینه تا آماده شه با خنجرش ضربهی محکم میزنه رگهای نامرتبت سهم منه خدای من، خدای من، سر بریدن بچهم رو رُو پاهای من خدای من، خدای من کشتن بچهم و جلو چشای من بُنَیَّ، بُنَیَّ، بُنَیَّ، بُنَیَّ ... گودال پُر از خونه، خیمه تُو آتیشه رفتید تو و عباس، زینب غریب میشه با اینکه ریختن سر تو قبیلهای ولی تو فکر خواهرت عقیلهای زجر که دخترها رو هر بار میزنه سر تو روی نیزهها زار میزنه خدای من، خدای من به هیچکسی نمیرسه صدای من خدای من، خدای من قهقهه میزنند به نالههای من بُنَیَّ، بُنَیَّ، بُنَیَّ، بُنَیَّ ...