ای وای من زهرای
حسن حسینخانیپسندیدن14
بازدید9.4K
ای وای من، ای وای من، زهرای من ای همسر تنهای من، زهرای من ای مونس غمهای من، زهرای من روز اول که دیدمت گفتم آفتاب یگانهام آمد دست من را به دست تو دادند گفتم آقای خانهام آمد یاد داری شب عروسیمان عرش را گل فروش من کردی من که یادم نمیرود اصلا گوشواره به گوش من کردی همه صورتم اذیت شد راه را که بست در کوچه جان این بچهها حلالم کن گوشواره شکست در گوشم