ای وای قمرم
محمدحسین حدادیانپسندیدن96
بازدید6.8K
ای مظلوم دو عالَم سقای بیمثالم بعد از تو ای علمدار، وای به حالم کجایی ماه شبای تارم؟ شام غریبون تا صبح بیدارم دست بریدهتو برمیدارم رُو صورت کبودم میذارم نبودی ببینی دست تنها من گلای پَرپَر آوردم چهقد از خیمهی دارُالحرب بدن سوخته درآوردم(۲) ای وای، ای وای قمرم، قمرم، قمرم زهرا میگه پسرم، پسرم، پسرم * ای سقای بهشتی روی شنهای دشتی رفتی که آب بیاری، برنگشتی بیتو ای دلخوشیِ زینب شبیه همیشه غمگینم روی علقمه مثل گودال تن عریان تو میبینم ای وای، ای وای قمرم، قمرم، قمرم زهرا میگه پسرم، پسرم، پسرم * وقتی با خنده دارن رُو به خیمه میارن روی دست بریدهت، پا میذارن نوحه میخونه با لحن خاصش خیلی شکسته دل حساسش نمیزنه لب به آب این طفله سهساله بعد از عمو عباسش چه عمود آهنی بوده میبینه خواهر تو عباس میریزه از رُو سر نیزه تیکههای سر تو عباس نذار پام به بزم مِی وا شه جای سخت روضه اینجاشه که باید یزید روی کرسی زینب تو سر پا باشه(۲) ای وای، ای وای قمرم، قمرم، قمرم زهرا میگه پسرم، پسرم، پسرم