ای وای از غم بیحد دلت
علی کبیریپسندیدن1
بازدید54
ای وای از غمِ بیحدِ دلت منو میکشه غمت(۲) ای وای از تک و تنها شدنت منو میکشه غمت(۲) فدای اشکات برات پسر آوردم شمشیرِ آبدیدهی خطر آوردم رفتم و از آسمون قمر آوردم(۲) نبینم غمت رو خواهرتم رو بچههام حساب کن حسین جان بیا و با اشک چشم زینبت خضاب کن دوباره عزیزم بیا در حق خواهرت ثواب کن حسین جان عزیزم ، عزیزم، عزیزم... **** داغ من داغ اولاد توئه پریشون نبینمت میدونی که میمیره خواهرت گریون نبینمت دلاورامو برات کفن پوشوندم هر دو رو، دور سر شما گردوندم تو گوششون از غمات براشون خوندم (با مادر دوتایی خیلی برات تو خیمه گریه کردن) ۲ عزیزم حسینم قسم به مادرم دلم رو نشکن نخواه که کنارِ مادری که اسیر میشه اسیر شن حسین جان عزیزم ، عزیزم، عزیزم...