ای وای از این دل
جواد مقدمپسندیدن29
بازدید2K
ای وای از این دل ۵ کمتر بزن سر ای سینه بر دل من با حسینم منزل به منزل پیوسته بودم چون موج و ساحل آن دم بُریدم من از حسین دل کامد به مَقتل شمر سیه دل (ای وای از این دل ۵)۲ شد شام تاریک صبح سپیدم شور قیامت بی پرده دیدم ناگه صدای پایی شنیدم او میدوید و من میدویدم او رو به مَقتل من رو به قاتل (ای وای از این دل ۵)۲ بار سفر چون از خیمه بستم من خانه بر دوش من دل به دستم بغض گلو را آخر شکستم او مینشست و من مینشستم او روی سینه من در مقابل (ای وای از این دل۵)۲ چون شب سیه شد صبح سپیدم در خاک و خون بود عشق و امیدم خون گریه کردم از آنچه دیدم او میکشید و من میکشیدم او خنجر از کین من ناله از دل (ای وای از این دل۵)۲ من کز صبوری شور آفریدم جام بلا را با جان خریدم پیراهن صبر بر تن دریدم او میبُرید و من میبُریدم او از حسین سر من از حسین دل (ای وای از این دل ۵)۲