ای هم به علی هم به خدا دست اباالفضل
حسن عطاییپسندیدن9
بازدید1.7K
(ای هم به علی هم به خدا دست اباالفضل)۲ ساقی ننوشیده ز می مست ابالفضل (گفتم به دلم کیست گشاینده؟ چنین گفت: تا بوده علی بوده و تا هست ابالفضل)۲ (یاور و یار حسینی، هوادار حسینی)۲ (علم شاهِ به دستت، علمدار حسینی)۲ (در کفت عَلَم، ساقی حَرم)۲ ساقی تشنه لبان، جان ابالفضل یَل فاطمی، مَه هاشمی (مرحبا ای پهلوان، جان ابالفضل)۳ یا ابالفضل، ابالفضل، ابالفضل... (نازد به شما مادر سادات ابالفضل)۲ عالم به فدای قد و بالات ابالفضل تحت نظر شیر جَمَل شیر شدی تو ثانیِ علی در همه حالات ابالفضل (حضرت ماه منیره یا قمرَ العَشیره)۲ (زینب حض میکنه تا که تو دست علم میگیره)۲ (ای عموی عشق، آبروی عشق)۲ مینازد دارد ابالفضل رقیه حامیُ الِوا، یَل کربلا (به گدایش میکند بذل رقیه)۳ یا ابالفضل ابالفضل ابالفضل... با حملهی خود معرکه میساخت ابالفضل گویا که علی سمت عدو تاخت ابالفضل کس نیست بیاید به مصافت یَل حیدر هر کس که حریف تو شده باخت ابالفضل (رجزت مدد یا حیدر عقب میشینه لشگر)۲ (تیغ میچرخه روی دستت میریزه سَر و پیکر)۲ شیری و یَلِ ثانیِ علی کشیدی شمشیر دگر کار تمام یَل صف شکن، میگه یا حسن (ابوفاضل به حسین عبد غلامه)۳ (یا اباالفضل اباالفضل اباالفضل)۲