ای نفس زینب و ای ضربان حسین
سیدرضا نریمانیپسندیدن22
بازدید6.1K
(ای نفس زینب و ای ضربان حسین)2 (مثل حسن،جان تو بسته به جان حسین)2 ای بس که تو بیباکی ای خارج از ادراکی (ای راه انداختی از خیمه چه گرد و خاکی)2 (در این تبوتاب گودال،تویی تو که سر آوردی)2 برای بساط عشق،حسین تو جگر آوردی (ایجگر شیر جمل،ایقمر شیر جمل)2 ایپسر شیر جمل،تاج سر شیر جمل عَبدِالله اِبنِ حسن.... (ای جلوات حسن)2 جمع صفات حسن (عشق حسینی تو از برکات حسن)2 (ای حسن کراری ای آخرین سرداری)2 (ای آمدی مثل علمدار علم برداری)2 طنین صدای پای تو در همهی این دشته خبر همه جا پیچیده،دوباره حسن برگشته (ای جگر شیر جمل ای قمر شیر جمل)2 ای پسر شیر جمل،تاج سر شیر جمل عَبدِالله اِبنِ حسن..... (بی زره و بی سپر)2 آمدهای قتلهگاه سینهی تو شد سپر،بر تن زخمیه شاه ای تن نیزهزارت ای سینهی خون بارت (ای نیزه در بین گلویت دهد آزارم)2 تنت پر زخم و تیره،پر از لگد شمشیره (شکسته شده پهلویت اگر نفست میگیره)2 (ایپسر شاه کرم،ناله زدی ایپدرم)2 رفتی و افتاده قمر،بر دل و بر جان حرم عَبدِالله اِبنِ حسن.....