نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای نَفس اول، ای به سِوَی الله پدر علی ای شخص دوم، ای تو رسول دگر علی تشریح ذات اَقدس تو چون کنم که هست بیرون ز مبتدا و فزون از خبر علی انجام حضرتش به مرور زمانه نیست بوده به کبریا ز سنین صغر علی جَلد علیست، لیک ندارد تعارضی از جبرئیل اگر بکِشَد شاهپر علی نزدیکتر به ما ز رگ گردن است حق خود را به ما رسانده ز ما زودتر علی تصدیق هیبتش مگر از هیبتش کنم ثابت کند به دهر علی را مگر علی ابقای چون منی به چه ارزد؟ به کم، ز هیچ خون مرا بریز و هدر کن، هدر علی در قاهره، شکر به هلاهِل شود بدل گر در نجف سخن کند از نِیشکر علی سلطان عرض طوس به او میدهد جلوس تشریف آوَرَد به خراسان اگر علی جرأت اگر زبان بگشاید، علی کِشَد بشنو که بشنوی ز صدای جگر علی عقبیٰ نبود در خور تشریف حضرتش دنیا نداشت جا که شود جلوهگر علی دارد به وصف شاه بتان معنی آیتی تا بشکفد به مردم والا گوهر علی یک مصرع است شرح شهنشاه لوکَشَف مستور و ستر و ساتر و هم مستتر علی با انبیا تعارف پنهان کند به جمع با مصطفیٰ کشیده مِی اندر گذر علی بعد از علی بگویمت ای دل کجا برو اول علیست در همهجا و دگر علی فرّاش عرش با مژه روبد حریم او دارد به صحن خود ز مَلَک رفتگر علی روی صراط خِیل نبی و وصی به حشر دارد به کف جواز عبوری مگر علی آن را که خود جواز نویسد، جواز چیست ؟ یک سیطرهست واجب و در آن گذر علی جز مرتضی دَنا فَتَدَلّی حکایتیست دیدند احمد و اَحَد از یکدگر علی شام است پیش مردم صاحبهنر بتول صبح است نزد مردم صاحبنظر علی ما بنجل عدم به چه ارزیم در فنا؟ ای حضرت وجود، تو ما را بخر علی هر جا به ذهن میگذرد زیل شأن اوست هر مطلبیست حدِّ تصور مگر علی چون کائنات جمله وصیِّ جناب اوست حدِّ ترخصی نشکست از سفر علی خاطر نکرد هیچ مُشَوَّش به مطلبی دائم خطور کرده به ذهن خطر علی قدرت ببین، که نسل برآرد عقیم را حکمت نگر که شعله زند در ثمر علی دختر دهد به هر که بخواهد ز روی ناز لطفش دهد به هر که بخواهد پسر علی جفت آورد ثمر به رَحِم تازه حمل را از شش جهت نشسته به حکم قَدَر علی جرأت ز ناکسان طلبیدن درست نیست در بستر رسول نخسبد مگر علی روباه را به فتح چه کار؟ آیتی بخوان از ذولفقار صفشکن شیر نر علی شیرین و تلخ هست به باغی که کامل است دارد بلوغ جلوه به نفع و ضرر علی پیغمبر از علی و ابوجهل از علیست دارد نُمُو به سلطنتش خیر و شر علی خورشید روی اوست، شبآهنگ موی اوست دارد به سر کفایت شام و سحر علی بر من هم ای بزرگ بیانداز سایهای ای آفتاب و ای شجر پُر ثمر علی آتش به جان حضرت زهرا فتاده بود در حیرتم که سوخت چرا پشت در علی
هنوز نظری ثبت نشده