ای مَه لیلةالرَّغائب
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن12
بازدید9.7K
ای مَه لیلةالرَّغائب مظهرِ مظهرالعجائب میشینه بارون روی گونهم با شعر بینظیر صائب در کدامین چَمن ای سَرو به بار آمدهای؟ که ربایندهتر از خواب بهار آمدهای به بار آمدهای یا مهدی، شَهِ بندهنواز یا مهدی، با نوکرت بساز یا مهدی، بذار صدات کنم: یا فارِسَ الحجاز هم حیدر و هم احمدِ محمود رسیده ای اهل جهان مهدیِ موعود رسیده آقا بیا... ***** اسیر یارِ مهربونم بند اومده چرا زبونم؟! میشینه بارون روی گونهم تا شعرِ حافظ رو میخونم شاهِ شمشادقدان، خسروِ شیریندهنان که به مُژگان شکند قلب همه صفشکنان اباصالح، نجف به ما بِده اباصالح، یه سامرا بِده اباصالح، بیا و به همه یه کربلا بِده ما در دو جهان غیرِ شما یار نداریم داریم شما را، به کسی کار نداریم آقا بیا... ***** امیر خوب عالَمِینی وارث فاتح حُنِینی میشینه بارون روی گونهم با شعر نابی از خمینی من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم گرفتار شدم یا مهدی، تویی ذکر لبم یا مهدی، شدی مشقِ شبم یا مهدی، آقا ممنونتم که شیعهمذهبم شد همّ و غمِ هر که در این معرکه باشد تا یار که را خواهد و مِیلش به که باشد آقا بیا... ***** چشمای خیس من به راهه بیای همهچی روبراهه میشینه بارون روی گونهم همراهِ این بیت بداهه عَجَّلَ الله تَعالیٰ فَرَجَک شعر تَرم بجز این یاد نداده بنویسم پدرم تویی تاج سرَم سرمستم من از باده ولی همواره به فریادِ جَلی میخونم به قولِ رهبرم، آقام سیّد علی سرخوش ز سبوی غمِ پنهانیِ خویشم چون زلفِ تو سرگرمِ پریشانیِ خویشم هر چند امین بستهی دنیا نیام امّا دلبستهی یارانِ خراسانیِ خویشم آقا بیا... بیا گُل نرگس...