ای مظلوم شدی از آب عزیزم محروم
حسین عینی فردپسندیدن16
بازدید10.3K
ای مظلوم شدی از آب عزیزم محروم نفست در نمیاد از حلقوم پا نکش روی زمین رو دندون ای بی سر بمیرم برات عزیز خواهر بی کفن موندی حبیب مادر پاشو دورمو گرفته لشگر غروب شد به کی اقتدا کنم؟ چه جوری راه گلوتو وا کنم؟ نگرونم واسه غارت شدنت چه جوری تنت رو جا به جا کنم (وای غریب من )۳ ایتنها تشنه سر بریدنت تو صحرا بی هوا میزدنت نامردا دست و پا میزنی روی خاکا بی هوا میزدنت نامردا درهم شد چه جنایتا جلو چشمم شد سایهت از رو سر زینب کم شد خیمهها پاخور نامحرم شد حسین جان بی قراره خواهرت شده تیره روزگار خواهرت توی این دشت بلا بدون تو چه جوری دووم بیاره خواهرت چون جاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تن به خدا میسپارمت ای مظلوم تو انظار زیبنت میره میون بازار حسین بعد تو همهش میبینم آزار حال و روز خواهرت میشه زار میخندن دست و پای زینب و میبندن سخته از پیکر تو دل کندن نگاه کن از رو نیزه خواهر و نگاه کن بوسه میزنم رگای حنجر و دخترت با گریه میگه به سنان یادگاری عموم رو نبرید حسین وای حسین جان خسته و گرسنه و تشنه یا اباعبدلله مونده بودی تو زیر دشنه یا اباعبدلله رد پاها رو تن تو بود آخه با پا تو رو برگردوند برگردوندنت زیر و رو شد بونت حسین جان