ای مصحف ورق ورق
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید200+
ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم آیا تویی برادر من؟ نیست باورم با آن که در جوار تو یک عمر بودهام نشناسمت کنون که تو هستی برادرم ...واویلا برادرم... آمال جور و دستخوش کینهام ببین ای کشتی نجات گذشت آب از سرم ...برادرم... دیشب کنار پیکر پاکت چهها گذشت کین خاک ها دهد هنوز بوی مادرت دیدم که دست ظلم تو را سنگ میزند بگذاشتهام دو دست خود آنگاه بر سرم