نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج جواد حیدری - ای ماه منیر یا اباعبدالله

ای ماه منیر یا اباعبدالله

[ حاج جواد حیدری ]
ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی
قیومِ زمین و آسمان ادرکنی
احیاگر صد دمِ مسیحیا الغوث
یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی

ادرکنی یا صاحب الزمان...

ای ماهِ منیر یا اباعبدالله 
مظلومِ کبیر یا اباعبدالله 
ما شرِ کثیریم در این دار فنا 
تو خیرِ کثیر یا اباعبدالله

داغ تو هزار سال در سینه‌ی ماست 
بی مثل و نظیر یا اباعبدالله 
(غیر از تو کدام پادشاه می‌گردد)۲
دنبال فقیر یا اباعبدالله

در عرش خداوند تو سلطان هستی 
عباس وزیر یا اباعبدالله 
مادر ما را نذر عزایت کرده 
ما را بپذیر یا اباعبدالله

از خون تو شوکتِ دروغین یزید
افتاد به زیر یا اباعبدالله 

(در شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس
که در آن لحظه حسین است که مهمان من‌اس)

حسین جان...

در قبر که آمدم مرا از مردم
تحویل بگیر یا اباعبدالله
روی گِل ما تربت تو پاشیدن
پنهان به زمین یا اباعبدالله
 
نام تو بدون روضه هم غم دارد
در غصه حصیر یا اباعبدالله
جای تو به روی چشم نوکرها بود
نه روی حصیر، یا اباعبدالله

****

مسیح ما مسیحی‌هاست مهمانی که من دارم 
گواهی می‌دهد مریم، به اذعانی که من دارم

سری تابنده اما در خسوف خاک و خاکستر 
ندارد آسمان هم ماه تابانی که من دار

چرا این سنگ دل‌ها قدر گوهر را نمی‌دانند 
بهایش اشک بود این گنج ارزانی که من دارم 

به وقت معجزه از نِی تکلم کرد این یعنی
عصایش نیزه شد موسی‌بن عمرانی که من دارم

سر عیسی‌ست آیا پس لبانش از چه مجروح است
که باشد از دم این لب همین جانی که من دارم

سر یحیی‌ست آیا؟ وضع سر این را نمی‌گوید 
ذبیح بالقفایش خوان برهانی که من دارم 

پذیرایی ازین سر بیش از این با نان اگر بوده 
نباشد جز گلاب و مُشک احسانی که من دارم

(برای بردن دِرهم چه دَرهمت کردن)

حالا دیدم این را اگر کردم تهی غالب 
صدایی آمد از این سر به من می‌گفت ای راهب

حسین‌بن‌علی اسمم، مسیحی پروری رسمم
که انجیل آوَرد ایمان به قرآنی که من دارم

به نصرِ سوریه‌ی مریم اگر عیسی‌ست عبدالله 
ابا عبدالله‌ست ای بندِ عنوانی که من دارم 

اگر سوءتفاهم رخت بست از دامنِ مریم 
زده دست توسل او به دامانی که من دارم 

بیا دستی بجنبان تا مبادا روبه رو گردد 
نگاه مادر و موی پریشانی که من دارم

بریز آب روان راهب، مبادا روبرو گردد
نگاه مادر و لب‌های عطشانی که من دارم 

نبیند در خرابه کاش زخم آشکارم را
رقیه دخترم آن گنج پنهانی که من دارم

(دیشب یزید زحمتِ راهب به باد داد)

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل