ای لب خشکیدهی تو داغ ما
مهدی رسولیپسندیدن33
بازدید1.1K
ای لبِ خشکیدهی تو داغِ ما نخلِ جگر سوختهی کربلا گرچه پر از داغ است دلها همه فرق کُند قصهی تو با همه بر تنِ ما زخم پیاپی نرفت هیچکس از ما، به روی نی نرفت هیچکس از ما به اسارت نرفت خیمهی ما چون تو به غارت نرفت در دلِ تو هزار افسوس بود تا دمِ آخر غمِ ناموس بود ای تنِ صدپاره سلام علیک ای به نِی آواره سلام علیک (ای بدنِ مسلم چه شد دخترت)۲ همسفرِ شمر شده خواهرت اذن بده گریه کنم از غمت از غمِ آوارگیِ مسلمت گفت: نیا ای پسرِ فاطمه در دلِ من نیست جز این واهمه (نیزهی پهلوت زنند از جفا)۲ چنگ به گیسوت زنند از جفا (من بیوضو موی تورا شانه نکردم حالا به دنبالِ سرت باید بگردم) (اگر میایی به سوی کربلا)۲ بیا ولی بدونِ زینب بیا اگر میایی گلِ حیدر بیا بیا ولی بدونِ اصغر بیا **** الا ای تیر اسرارت نباشد الهی گرم بازارت نباشد (بیا این چشمها این دستهایم)۲ ولی با مشکِ من کارت نباشد یک مشک از قبیلهی ما یک عمو گرفت خیلی گران تمام شد این آب خواستن از آن به بعد بود صدا ضعیف شد از آن به بعد بود، که راهِ گلو گرفت بگذار بگویمت به فریاد چون طفل علی به گریه افتاد انگار فلک ز حرکت افتاد مولای سخن به لکنت افتاد ای مادرِ زینبین برگرد بیتو چه کند حسین؟ برگرد باور بکنم یا نکنم، قصد سفر کردی باور بکنم یا نکنم، محاله برگردی باور بکنی یا نکنی، من بیتو میمیرم باور بکنم یا نکنم، همینه تقدیرم