ای قافله سالار من
حاج اسلام میرزاییپسندیدن4
بازدید200+
ای قافلهسالار من ای مونس و غمخوار من آخر ازم گرفتنت رفتی تو از کنار من چقده وحشیانه کشتنت حسینجان من بمیره به کهنه پیرهنت حسینجان رحمی نکردن حتی دشمنت حسینجان از روی تَل دیدم که رو سرت رسیدن سر تو روی خاک قتلگاه کشیدن سر تو از قفا حرومیا بریدن ای وای بیرون گودال عین لشکر قتّال بودی زخمی و پامال حسین غریب مادر... افتادی تو شلوغیا دور تو شد برو بیا شادی میکردن رو سرت یه عده پَستِ بیحیا یکی یکی میاومدن میون گودال تو رو با نیزه میزدن میون گودال افتاده بودی بیکفن میون گودال تکیه به نیزهها زدی میون گودال رو خاکا دستوپا زدی میون گودال مادرتو صدا زدی میون گودال پیش چشای مادر شمرِ لعین با خنجر میزد تو رو مکرَّر حسین غریب مادر...