ای صاحبخانه مهمان آمده
محمدحسین پویانفرپسندیدن12
بازدید2K
ای صاحب خانه مهمان آمده ردش نکن حاجتش را سائلت تنها از این در خواسته گرچه بد کردم نوازش کن مرا تنبیه نه عبد خاطی جز محبت چیز دیگر خواسته ای کار من تا بیخ پیدا کرد اشک من چکید این که وا گردد گرهها دیدهی تر خواسته ذوق افطاری ما خرمای نخل مرتضی است از همان جنس رطبهایی که قنبر خواسته وقت دفن بچّه شیعه میرسد بابای او ما نمیگویم این را شخص حیدر خواسته چند سالی قسمت ما کربلا رفتن نشد مضجع ارباب را آغوش نوکر خواسته