ای شکوه الدوام حسین
حاج جواد حیدریپسندیدن0
بازدید57
ای شکوه الدوام حسین باز هم عرض احترام حسین به بلندای پرچم تو درود به شهیدان تو سلام حسین بی غمت کل من علیها فان نام هموار مستدام حسین در شفاعت خدا به تو داده به خدا اختیار تام حسین مادرم گفت صبح و شام حسن پدرم گفت صبح و شام حسین دست من را گذاشت در دستت گفت عشق است یک کلام حسین همه زنهای ما کنیز شما همه مردان ما غلام حسین جان زهرا بیا به دیدارم آخر کار یا امام حسین کاش مانند مجلس ات عمرم بعد روضه شود تمام حسین به فدای لبان عطشانت آه مظلوم تشنه کام حسین ما بمیریم بر کدام غمت بر تنت یا سرت کدام حسین بگویمت ز خضائل روایتی فاخر حدیث ناب و مبارک ز حضرت باقر روایت است که فرمود آن امام هما که بر جناب شریفش دوصد درود و سلام خدای عزوجل دوست دارد از اعمال دو قطره آب رساندن به تشنگی بی حال آب دادن رسم آقایی بود افضل الاعمال سقایی بود چنان گرفت گلوی مرا غمی سنگین که تلخ گشت دهانم ز جمله شیرین مگر حسین وصی خدای داور نیست مگر علی پدرش سفرهدار کوثر نیست مگر نبی مکرم نگفت در همه جا من از حسین و حسین از من است ای دنیا چه شد که غنچه او روی دست پر پر زد امام مفترض الطاعة رو به به کافر زد حسین رو زد و با خنده زحمتش دادم به جای آب رساندن خجالتش دادم گلوی نازک یک شیرخواره لاغر چه کار داشت به تیر سه شعبه لشگر